دل نوشته های روزمره

HoMe / eMaiL / Design / Profile





کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟”

و تو جواب میدی “خوبم!”


کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: “میدونم خوب نیستی…”


.


.


.


در رویاهایت جایی برایم باز کن ،


جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ،


خسته شدم از بی جایی . . .







 


 

امروز روز دیگریست...

یه روز از همان روزهای بی تو...

در به در این کوچه و آن کوچه...

می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!

ولی در کوچه هایی که پی تو می گردم همه بن بست است...

دلم آشوب و ضربان قلبم ناآرام!

بگو کدامین کوچه انتهایش دیدار توست؟







گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی


و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی





حمیدرضا . شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۱ . 11:24 .


Desiner: lady skin