دل نوشته های روزمره

HoMe / eMaiL / Design / Profile






خاطرات نه سردارند و نه...


بی هوا می آیند...خفه ات میکنند...


می آیند...گاهی وسط خیابان...گاهی وسط یک فکر...سردت میکنند...گرمت میکنند...زمینت میزنند...


خاطرات تمامی ندارند...تمامت میکنند...


کاش میدونستم این سرنوشت رو چه کسی برام بافته اون وقت بهش میگفتم این یقه رو اونقدر تنگ بافتی که

بغض هامو نمیتونم فرو بدم!...


حمیدرضا . شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ . 16:30 .


Desiner: lady skin